Tuesday, August 10, 2010

مراحل تدوین فیلم

در تدوین سه مرحله وجود دارد:

۱-مرحله ی اسمبلی (Assembly): در این مرحله تدوین گر از روی فیلمنامه (سناریو) و یادداشت های گزارش صحنه برای ایجاد نظم بین نماها پلان ها را از پلان اول تا آخر به ترتیب شماره نما و صحنه و سکانس شماره بندی می کند. در این مرحله هیچ حذفی صورت نمی گیرد.

۲-مرحله ی راف کات (ًRough Cut): در هنگام فیلمبرداری در ابتدا و انتهای یک پلان مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فیلم برداری می شود تا به هنگام تدوین مونتور بتواند هر لحظه را که مناسب دید برای بریدن انتخاب کند. این مرحله را در واقع اولین مرحله ی واقعی تدوین می دانند اما هنوز پلان ها پیوند نهایی و منطقی خود را به دست نیاورده است.
۳-مرحله ی فاین کات (Fine Cut): در این مرحله مونتور تصمیم نهایی را درباره ی نقطه ی برش یا کات و لحظه ی پیوند آن دو با یکدیگر می گیرد. اینک پلان هایی که به هنگام ساختن فیلم به طور جداگانه و در زمان ها و مکان های مختلفی فیلم برداری شده اند از نظر موضوع جریان وقایع و زمان و مکان دارای تداوم می گردد.
شماره ی هر پلان و سکانس و برداشت آن بر روی کلاکت نوشته می شودو در هنگام فیلم برداری جلوی دوربین شماره ی هر پلان نمایش داده می شود و صدای تقه ی کلاکت هم برای تدوین صدا لازم است.

Sunday, August 1, 2010

برج های دوگانه

پیترجسکون" دلبستگی و پایبندی اش به حفظ حس و حال و فضای سه گانه "ارباب حلقه ها"، اثر " ج. ر. ر. تالکین" را در دومین اقتباس از این رمان به نمایش می گذارد. شاید اولین قسمت این فیلم سه گانه تصمیم نداشته است که عناصر مهم داستانی قبلش را بی چون و چرا تکرار کند.
نقشه این است: می خواهد ما را یک راست به میان ماجرا پرتاب کند. این ترفند حتی برای کسانی که رمان را به خوبی کف دستشان می شناسند هم لحظاتی از تشویش و نگرانی خلق می کند – همان پریشانی که "هابیت" ها، "فرودو" (الیجاوود) و "سام" (شون آستین) در طول سفرشان تجربه می کنند ؛ این ماموریت در "یاران حلقه" آغاز می شود. هنگامی که "فرودو" حلقه ای را به دست می آورد که می تواند نیروهایش را به او منتقل کند و اتفاقاً – همان طور که در اولین فیلم "یاران حلقه" می بینیم – زندگی اش در "زمین میانه" را هم به پایان می رساند.
این فیلم از معدود فیلم هایی است که سرسپردگی عمیق کارگردانش را به رمان اصلی نشان می دهد. "جکسون " تمام توانایی اش را برای این ادای احترام به کار می گیرد و در نتیجه تلفیقی بی کم و کاست از فیلمساز و نویسنده خلق می کند. شگرد "جکسون" در این حماسه زیبا این است که همان حسی تشویش و نگرانی را که شخصیت هایش تجربه می کنند به تماشاگران منتقل می نماید .
خلاصه ای از مبارزه بین جادوگر مهربان "گندالف" (یان مک کلن) و دیو بد ذات – که یکی از مبارزه های فیلم یاران حلقه هاست – در ابتدای فیلم نمایش داده می شود. این صحنه حرکت آغازین فیلم "برج های دوگانه" است. هر چند که شروعی بسیار جسورانه برای ورود تماشاگران به فیلمی دارد که گذشته ای چندان پیچیده داشته و کمترین اطلاعات را در اختیار شان قرار داده است. با وجودی که فیلم اول آن قدر در آمد داشته که بتواند به تنهایی وضعیت متزلزل اقتصاد ایالات متحده را بهبود بخشد ، به نظر نمی رسد که جکسون فهمیده باشد که عده ای به وقایع نگاری فیلم حلقه ها از همان ابتدای وجودش ، اصلاً مجذوب نشده اند. و حتی ممکن است عده ای باشند که هنوز فیلم " یاران" را ندیده اند اما با همان شور و علاقه ای که فیلم " یاران" به خود جلب کرده بود برای دیدن این فیلم به سوی سالن های سینما کشیده شوند. چنین تماشاگرانی ممکن است با دیدن این فیلم سرخورده و گیج شوند  یا این که نتوانند تا پایان به دیدن آن ادامه دهند.
"تالکین" در داستان فیلم حلقه ها در جستجوی "اراده"، "قاطعیت"، "وفاداری" و در نهایت "ایمان" است و راه های فراوانی برای نشان دادن مفهوم "خلوص و پاکی قلب" جسته است ؛ همانطور که در (ماتئو: 8: 5) و (گیرکه گارد) خلوص قلب، توانایی جان بخشیدن و به وجود آوردن بود- خلوص و بی آلایشی دل نیز موضوع اصلی فیلم "برج ها" هم هست.
برای قهرمان ما " فرودو" که هدفش زدودن و پاک کردن نیروهای شیطانی از "زمین میانه" است، این خلوص ، خود را به صورت مبارزه با وسوسه  به دست کردن حلقه و تحلیل رفتن توسط  نیروی مخرب آن ، نشان می دهد و فرودو مزه چیزی که ممکن است در آینده پیش بیاید را چشیده است.
او و "سام"، "گلوم" را ملاقات می کنند. هابیتی که زمانی توسط حلقه اغوا شده و اکنون از نظر جسمی و روحی کاملا به هم ریخته است، اندامی نحیف و خمیده دارد با پوست مومی شکل ،  شفاف وغشایی که فقط محتویات بدنش را نگاه می دارد. "گلوم" از درون شکافته شده است. موجودی عقب مانده ، آشفته  و مریض است که همواره سعی در دوست شدن با هابیت ها و خشنود نگاه داشتن آنها دارد.
او همچنین بچه -  مردی ناخوشایند است که بد گمانی و کج خیالی او را به ادامه زندگی و توطئه چینی وا می دارد. "گلوم" مخلوقی ، ساخته کامپیوتر است و درست به اندازه سایر شخصیت های فیلم " برج ها " پذیرفتنی است که شاید هم یکی از باور پذیرترین آنها باشد. وجود او در این فیلم بسیار تاثیر گذارتر از شخصیت "جارجاربینکز" که "جورج لوکاس" آن را به تازگی در فیلم جدید "جنگ ستارگان" جای داده می باشد. گلوم با صدای "اندی سرکیس" (که حرکات او را هم انیمیشن سازها شبیه سازی کرده اند)، به خاطر طبیعتش به این شکل در آمده است  و جکسون برخلاف دیگر شخصیت های فیلم به او اجازه می دهد که در تناقضاتش تا آنجا که می تواند پیش برود. شاید این مساله تا حدودی به این دلیل باشد که برج ها کم و بیش شبیه به پلی در سه گانه حلقه ها عمل می کنند ، با این وجود این فیلم یکی از تکامل یافته ترین اکشن هایی است که تا کنون ساخته شده است. بنابراین، بیشتر جریان فیلم برج ها توسط اطلاعاتی دیکته می شود که باید برای قسمت بعد به خاطر سپرد. جکسون با برجسته کردن شخصیت جنگجو "آراگورن" (ویگومورتنسن) به صورت یک قهرمان، سعی در جبران این قضیه دارد. آراگورن به یک پادشاه طلسم شده (برنارد هیل) کمک می کند تا از قصرش در برابر سربازان بی شمار تحت نفوذ جادوگر شرور و بدجنس یعنی "سارومان"(کریستوفرلی) دفاع کند ، دشمنی که مسؤول سرنوشت نافرجام "گندالف" است.
" لی" در آن جامه سفید و مواج  با آن ریش سفیدش به خاطر صدای تحکم آمیز و تاثیر گذاری که دارد بسیار مورد توجه قرار می گیرد. به خصوص که صدایش همان طنین و تحکم صدای "مک کلن" را دارد.
دستاوردهای جکسون در فیلم برج ها به روش تمام اکشنی که به کار برده است خیلی از آنچه در فیلم اول دیده بودیم، جذاب تر است. او به صحنه های جنگی این فیلم ، آب و رنگی کاملاً متفاوت داده است. شیوه جذاب و گیرای او در پرداختن به صحنه های اکشن، هیجان انگیز و پرشور است. ترس و وحشتی که در عین حال سرزنده و شاد کننده هم هست شیوه فیلمسازی فطری و غریزی جکسون است که آن را در ساختن فیلم های ترسناک به کار می گیرد. او این غریزه را این جا، و در این فیلم با عناوینی حماسی تشدید می کند به صورتیکه عظمت و زیبایی آنچه در پی می آید خیره کننده است – مثلا در صحنه ای از فیلم افراد "سارومان" در یک نمای بالای سردیده می شوند که با سپرهایشان طوری در قصر حرکت می کنند که شبیه به بال های یک حشره عجیب و افسانه ای به نظر می آیند.
یکی از جنبه های استادانه برج ها ، این است که چنین فیلم پر از گذار و تغییری ، نزدیک به سه ساعت طول می کشد و باز هم تا آخرین لحظه توجه تماشاگران را به خود معطوف نگاه می دارد. از آنجا که برج های دو گانه باید به میزان کافی داستان را برای قسمت بعدی محفوظ نگاه دارد از مناسبات احساسی بسیار سرسری می گذرد. با وجود این جکسون چنان عنان ماجراها را در دست گرفته است که من برای دیدن فیلم بعدی لحظه شماری می کنم – البته منظور من فیلم است که بعداز تمام شدن سری حلقه ها قصد دارد به نمایش بگذارد.
الویس میچل
ترجمه: نگار میرزابیگی

Monday, July 19, 2010

مگان فاکس ستاره هالیوود ازدواج کرد.

سرانجام مگان فاکس ستاره 24ساله دنیای هالیوود ازدواج کرد.
مگان فاکس که مدت‌ها با برایان آستین گرین در ارتباط بود در یک مراسم فوق العاده ساده اما بسیار رمانتیک و عاشقانه در ساحل هاوایی ازدواج کردند

در این مراسم یک کشیش اهل هاوایی مسئول برگزاری مراسم بود
نکته قابل توجه حضور پسر 8ساله برایان در این مراسم بود که در کنار پدرش حضور داشت و با مادر جدیدش آشنا شد
گفته می‌شود مگان فاکس همواره سعی می‌کند که خود را شبیه آنجلینا جولی درست کند و مانند او باشد، با این حال مگان همیشه در بین 50زن زیبای جهان قرار داشته است

Thursday, July 15, 2010

چهل سالگی ۸۰ میلیون تومان فروخت

فیلم "چهل سالگی" ساخته علیرضا رئیسیان به فروش ۸۰ میلیون تومانی در تهران دست یافت.
این فیلم هم اکنون در ۱۷ سینمای تهران به روی پرده رفته است. نصب بیلیوردهای شهری نیز از امروز آغاز می شود و همچنین مدیران پخش هدایت فیلم تصمیم دارند، تبیغات در سطح مترو و به صورت پیامک نیز برای این فیلم در نظر بگیرند.
"چهل سالگی" براساس فیلمنامه ای نوشته مصطفی رستگاری ساخته شده که اقتباسی آزاد از داستانی به همین نام نوشته ناهید طباطبایی است. عزت الله انتظامی، لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن بازیگران آن هستند.
دیگرعوامل این فیلم عبارتند از تهیه کننده: علیرضا رئیسیان، مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری، طراح صحنه و لباس: ایرج رامین فر، طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری،تدوین :هایده صفی یاری ، صدابردار: نظام الدین کیایی، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: کاوه سجادی حسینی، مدیر تولید: هایده قریشی، موسیقی: کریستف رضاعی، عکاس: رامتین فیروزیان.
"چهل سالگی" در بخش مسابقه بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کرد. علیرضا رئیسیان در مقام کارگردان فیلم های سینمایی "سفر"، "ریحانه"، "ایستگاه متروک" و "پرونده هاوانا" را در کارنامه دارد.

Wednesday, July 14, 2010

علی مصفا : مسئولان جشنواره های خارجی از فیلم های تكراری ایران خسته شده اند

چهل و پنجمین دوره جشنواره كالو ویواری در جمهوری چك برگزار شد و دو فیلم چیزهای هست كه نمی دانی و تی نار از ایران تقدیر شدند و فیلم اوروین نیز جایزه بخش نت پك را از آن خود كرد.
علی مصفا كه به عنوان بازیگر فیلم سینمایی چیزهایی هست كه نمی دانی در این جشنواره شركت كرده بود، پس از بازگشت به ایران در گفت وگو با خبرنگار ایلنا، گفت: جشنواره خوبی بود و فرصت مناسبی برای معرفی سینمای ایران.
مصفا كه تاكنون سه دوره در این جشنواره حاضر بوده است؛ درباره نگاه جدید جشنواره های خارجی به فیلم های ایرانی گفت: هرچند هر جشنواره سیاست خاص خودش را دارد اما كیفیت فیلم ها در تامین نظر برگزاركنندگان بسیار مهم است.
وی با رد هرگونه نگاه سیاسی صرف ازسوی برگزاركنندگان جشنواره ادامه داد: هرچند نگاه سیاسی تاثیر دارد اما مسئولان برگزاری جشنواره سعی می كنند تا نگاه هنری را با نگاه سیاسی آلوده نكنند، اما یك نكته بسیار مهم آن است كه امروز مسئولان جشنواره های خارجی از بعضی فیلم های تكراری سینمایی ایران خسته شده اند و به دنبال یك ایده و فیلم جدید هستند.
مصفا با اشاره به استقبال تماشاگران و منتقدان از فیلم چیزهایی هست كه نمی دانی؛ گفت: فیلم دوبار به نمایش درآمد و در هر دوبار نیز ظرفیت سالن تكمیل بود. چند لایه بودن فیلم كه به شكل ظریفی انعكاس جامعه امروز ایران بود، برای مخاطبان بسیار جالب بود.

Tuesday, July 13, 2010

داوود رشیدی و اجرای این روزها منهای‌دو

داوود رشیدی كه این روزها نمایش «منهای دو» را در تالار اصلی تئاتر شهر اجرا می كند با اظهار تاسف از كم توجهی نسبت به تئاتر گفت: بدبختانه هنر و به ویژه تئاتر از نظر سیاسیون و بودجه گذاران مانند بچه كلفت است.
این كارگردان با سابقه تئاتر با بیان این مطلب ادامه داد: هر یك از هنرهای نمایشی جایگاه خود را دارند و باید به آنها توجه لازم بشود، اما متاسفانه هنر تئاتر همواره مورد كم توجهی قرار می گیرد.
او كه آخرین بار نمایش «هنر» را چند سال قبل اجرا كرده بود، كمبود سالن، امكانات و مسائل مالی را از جمله دلایل دوری هنرمندان از تئاتر دانست و افزود: سالن های اندكی برای اجرای نمایش وجود دارند. اخیرا سالن های جدیدی به سالن های تئاتری ما اضافه شده است، این در حالی است كه تقاضای گروه ها برای اجرای نمایش بارها و بارها بیش از امكانات موجود تئاتر ماست.
رشیدی در ادامه با اظهار تاسف از شرایط مالی تئاتر اضافه كرد: همه كسانی كه كار تئاتر می كنند، تنها با عشق به كارشان ادامه می دهند. اما ناچارند به دلیل شرایط مالی این هنر كه نمی تواند هنرمندان خود را تامین كند به كارهای دیگر هم روی آورند. در همین نمایش ما یكی دو بازیگر به خاطر دستمزد بیشتری كه در كارهای تصویری به آنها پرداخت می شد با شرمندگی اجازه خواستند تا تئاتر را ترك كنند و به كار تصویری بپردازند. با این كه ما تمرین كرده بودیم و آن بازیگران برای كار بسیار مناسب بودند به آنها گفتم می توانند بروند زیرا وقتی به اجبار در تئاتر حضور داشته باشند، دیگر نمی توانند با جان و دل كار كنند.
وی ادامه داد:همه ما كارگردانیم و به كار كردن علاقه مندیم هیچ تفاوتی میان هنرمندان باسابقه تر و هنرمندان جوان وجود ندارد. درست نیست همه امكانات را در اختیار هنرمندان باسابقه قرار دهیم زیرا بسیاری جوانان مستعد داریم كه به خوبی كار می كنند و باید شرایطی را فراهم كرد تا كار آنها دیده شود.
كارگردان نمایش «منهای دو» با اشاره به این كه تمام اعضای گروه اجرایی این نمایش قرار داد های جداگانه ای دارند ادامه داد: روزی كه برای بستن قرار داد به مركز هنرهای نمایشی مراجعه كرده بودم با خنده به مدیر مركز گفتم باید با یك وكیل می آمدم! زیرا قرار داد های مركز بسیار پیچیده و كاملا یك طرفه است، اما به هرحال مركز هنرهای نمایشی هم بودجه ی معینی دارد كه این بودجه همیشه با تاخیر پرداخت می شود و مدیران این مركز هم مسائل و مشكلات خودشان را دارند. هم چنان كه در معاونت هنری و در وزارت ارشاد نیز در این زمینه مشكلات بسیاری وجود دارد.
رشیدی سپس با اظهار خرسندی از استقبال تماشاگران از نمایش «منهای دو» تصریح كرد: خوشبختانه سالن ما هر شب پّر است، حتی با این كه جام جهانی فوتبال طرفداران بسیاری دارد اما این رویداد خیلی كم به كار ما لطمه زد، به گونه ای كه در برخی اجراها تماشاگرانی داشتیم كه روی پله ها نشسته بودند.
او اضافه كرد: تماشاگران تئاتر ما بسیار فهیم اند و به خوبی با كار ارتباط برقرار می كنند. خوشبختانه با وجود مشكلات بسیار توانسته ایم تماشاگران بسیار خوبی را برای تئاتر پرورش دهیم.
رشیدی كه در این نمایش در كنار بازیگران مطرح تئاتر مانند حسن معجونی و سیامك صفری با چهره های جوان تری مانند باران كوثری و پگاه آهنگرانی هم همكاری داشته است، نسل جدید بازیگران ایران را بسیار با استعداد و متعهد توصیف كرد و به ایسنا گفت: بازیگران جوان ما با این كه ستاره هستند اما با عشق و علاقه در تئاتر كار می كنند و این ها بسیار لذت بخش و دلگرم كننده است و در عین حال هستند بسیاری از جوان ها كه بیشتر در پی شهرت و پول هستند. بنابراین به سرعت به سریال، سینما و تله فیلم جذب می شوند كه اگر مواظب نباشند و نخواهند به تئاتر برگردند كم كم كارشان از سكه می افتد.
رشیدی در پایان این گفت وگو كار تئاتر را برای همه بازیگران هم چون كلاس درسی آموزنده دانست و یاد آور شد: اگر بازیگران ما در كنار كارهای تصویری در تئاتر هم فعالیت كنند به بازیگرانی بسیار خوب تبدیل می شوند. در غیر این صورت اگر تنها به كارهای تصویری بپردازند نقش های كوتاهی به آنان سپرده می شود كه جایی برای عرضه ندارد.
گفتنی است؛ نمایش «منهای دو» با بازی سیامك صفری، حسن معجونی، لیلی رشیدی، باران كوثری، پگاه آهنگرانی، هوشنگ قوانلو و عزیز نقدی هر روز راس ساعت ۲۰ و به مدت ۱۰۰ دقیقه در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه می رود.

Friday, July 9, 2010

نقش آفرینی کریستین بیل در یک درام پلیسی‌

«كریستین بل» در درام جنگی «آخرین عكس» نقش آفرینی می كند.
این پروژه ی سینمایی توسط «زاك اسنایدر» تهیه و تولید می شود.
بنابراعلام مووی وب، شركت فیلمسازی برادران وارنر به عنوان كمپانی تهیه كننده ی آخرین عكس معرفی شده است.
بنابراین گزارش، این درام جنگی سفر دو مرد عكاس به افغانستان در ایام جنگ در این كشور را به تصویر خواهد كشید.
خبر تولید این فیلم بدون ذكر جزییات سال گذشته اعلام شده بود و« سرگئی بودروف» به عنوان كارگردان آخرین عكس معرفی شده است.
اسنایدر كارگردان فیلم هایی چون نگهبان طرح اولیه آخرین عكس را از مدتی پیش نوشته است و فیلمنامه نهایی آن با همكاری كورت یوهانستر نویسنده فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ آماده ی ساخت می شود.
كریستین بل كه چندی پیش در پروژه ی سینمایی مبارز با مارك والبرگ همبازی بود، به زودی در فیلم « بتمن» مقابل دوربین می رود.
«كریستین بل» بازیگر آثاری چون «۳:۱۰ دقیقه به وقت یوما»، « سحرگاه نجات » و«من آن جا نیستم» با ایفای نقش در فیلم های «بتمن» به شهرت رسیده است.
بل بازیگری كه بازیگری را از حیطه تلویزیون آغاز كرد، با فیلم های چون «پالس» و «زمانی در رم» به سینما راه یافته است.